بازگشت به فانوس دریایی

برای پیدا کردن راه در شب های طوفانی اقیانوس، حتی کشتی ها هم به سمت نور باز می گردند ...

حافظه ی خوب

 

حافظه ی من خیلی خوب است، چون که همه چیز را زود از یاد می برد!

 

  
نویسنده : فانوس دریایی ; ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :


مرگ طبیعی ... ترور .... اعدام ....

برایم جالب است. هر وقت کسی به طرز متفاوتی یا مشکوکی می میرد افراد با دید مختلف به آن می نگرد: سیاسی بود؟ طرفدار چه حزبی بود؟ چه خوانده بود؟ چه کاره بود؟!

***

عکس صفحه اول روزآنلاین را که دیدم ناخودآگاه چشمم کفشهایش را دید .... کفشهایش شبیه کفش های پدر ها بود .....


  
نویسنده : فانوس دریایی ; ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸
تگ ها :


Marie-Jeanne Roland de la Platière

"O Liberté, que de crimes on commet en ton nom!"

***

"ای آزادی! چه جنایت ها که با نام تو می کنند."


  
نویسنده : فانوس دریایی ; ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸
تگ ها : کتاب نوشت


اسکار و بانوی گل پوش

* "از این گذشته، می تونی روزی یه چیز از خدا بخوای! ولی مواظب باش فقط یه چیز."

- "به! این خدای شما خیلی خسیسه مامی رز. علاءالدین حق داشت از دیو توی بطریش سه تا چیز بخواد!"

* "هر روز یه چیز بهتره یا سه چیز برای همه ی عمر؟! "


گل های معرفت (مجموعه سه داستان)

اریک امانوئل شمیت

  
نویسنده : فانوس دریایی ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸
تگ ها : کتاب نوشت


ایران کشور تضادها (و خیلی چیزهای دیگر) .....

در کشور ما، ایران، استفاده از نرم افزار های فیلترشکن و توزیع آنها توسط حکومت منع شده است و پیگرد قانونی دارد. خنده ام می گیرد وقتی می بینم طرفدارن نظام و حکومت با فیلتر شکن وارد شبکه های اجتماعی ( مانند فیس بوک) می شوند و در آن از نظام و حکومت دفاع می کنند!!!!


  
نویسنده : فانوس دریایی ; ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸
تگ ها :


7 دی ماه

شنبه بود، یک روز سرد زمستانی و من ساعت ١٠:٣٠ صبح، در بیمارستان لقمان تهران به دنیا آمدم. من که چیزی به یاد ندارم، ولی گویا در ابتدا نام مرا سحر گذاشتند و مدتی هم به همین نام صدایم کردند..... قصه اش طولانی است، ولی در نهایت مرا فائزه نامیدند، باشد که رستگار شوم!!!!

از آن روزها  ٨٧۶۶ روز می گذرد و خدا می داند چند روز آن مانده است!


  
نویسنده : فانوس دریایی ; ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
تگ ها :


هم اینجا .... هم اکنون ...

من هنوز اینجا هستم، چون می دانم تو هم هنوز اینجا هستی .....

  
نویسنده : فانوس دریایی ; ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۸
تگ ها :


برای س. که می دانم این روزها ناراحت است ....

فدای چشمان زیبایب شوم، غصه نخور!

بالاخره روزی خواهد رسید که تعداد مردان این کره ی آبی بیش از نامردان آن شود ....


  
نویسنده : فانوس دریایی ; ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸۸
تگ ها :


چرا دیگر نه؟!

جواب سوال او را تنها م. از نگاهم فهمید...

- "پیر شدیم ...."

  
نویسنده : فانوس دریایی ; ساعت ٥:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۸
تگ ها :


Chapter Nine ....

 

"Why? Why does what was beautiful suddenly shatter in hindsight because it concealed dark truths? Why does the memory of years of happy marriage turn to gall when our partner is revealed to have had a lover all those years? Because such a situation makes it impossible to be happy? But we were happy!

Sometimes the memory of happiness cannot stay true because it ended unhappily ..."

- Bernhard Schlink


  
نویسنده : فانوس دریایی ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸
تگ ها : کتاب نوشت